صبحي الصالح ( مترجم : محمد مجتهد شبسترى )

147

مباحث في علوم القرآن ( پژوهشهائى درباره قرآن و وحى ) ( فارسى )

گر چه اكثر مردم آن عصر در اين عمل هيچ اشكالى نميديدند 33 . البته خود « الدانى » نيز بيك مسأله معتقد است و آن اينكه بايد نص خود قرآن را از « حركه » هائى كه براى كيفيت قرائت به آن اضافه مىشود به نحوى جدا كرد و به اين جهت وى « مجاز نميشمارد كه اعراب‌ها با همان مركب سياه نوشته شود كه متن قرآن با آن نوشته مىشود و به عقيدهء وى در اين صورت شكل و قيافه رسم - الخط قرآن عوض مىشود كه نبايد بشود . همچنين به نظر وى مجاز نيست كه در يك مصحف ، قرائت‌هاى مختلف با رنگهاى مختلف نوشته شود زيرا اين وسيله اختلاط و موجب تغيير رسم الخط ميگردد ، وى معتقد است كه حركات و تنوين و تشديد و سكون و مد با رنگ قرمز نوشته شود و همزه‌ها با رنگ زرد » 34 . بعد از اين دوران ، دوران ديگرى مىآيد كه در آن مردم به جاى كراهت داشتن از اعراب گذارى مصاحف و معارضه با آن به اين كار علاقمند ميشوند و همانطور كه در گذشته از اين مىترسيدند كه از راه اعراب گذارى و تعيين علائم تغييرى در قرآن پيدا شود ، اين بار از اين بيمناك ميگردند كه مبادا با نبودن اعراب و علامت ، جهال قرآن را غلط بخوانند . ملاحظه مىشود كه بهر حال اين علاقهء شديد مردم به حفظ سلامت نص قرآن بوده كه در دوره‌اى وضع اعراب و علامت را در نظر آنها مكروه و در دوره‌اى ديگر محبوب قرار داده است . دربارهء لزوم اعراب گذارى « النووى » 35 ميگويد : « اعراب و علامت گذارى قرآن مستحب است زيرا با اين كار قرآن از غلط خوانى و تحريف حفظ مىشود » 36 . از جمله كارهاى جديد كه در اول مورد كراهت علما بود ولى بعدا مجاز و يا حتى مستحب شناخته شد نوشتن عناوين در اول سوره‌ها و قرار دادن علائمى در اول آيه‌ها براى جدا كردن آنها از يكديگر و همچنين تقسيم قرآن به چند جزء و هر جزء به چند حزب و هر حزب به چهار ربع بود كه براى هر كدام از اينها نيز علائم خاصى معين شده بود . مردم ، علائم مربوط به تعيين اول آيات را زودتر از علايم ديگر مورد